سلام!
کارگاه آموزشی ژئوتکنیک و مکانیک خاک کانادا- ایرلند شمالی که سه روز در این دانشگاه برقراربود امروز تموم شد(15 مه 2007). دوست دارم امروز در این مورد براتون بنویسم. اساتید دانشگاههای مختلف کانادا مانند: دانشگاههای آلبرتا، کالگاری، ساسکاچوان، بریتیش کلمبیا و... و دانشگاه کوئینز (Queens Uni) واقع در بلفاست ایرلند شمالی حضور داشتند. نمایندگان شرکت های مختلف پیمانکاری و مشاور کانادا هم بودند. اساتیدی که من فقط اسمشونو شنیده بودم یا حداکثر توی اینترنت عکساشونو دیده بودم. تنها از ایرلند 35 نفر اومده بودند که تعدادیشون تو خوابگاه ما اقامت داشتند. چون دانشگاه مانیتوبا میزبان بود، از حق میزبانی استفاده کرد و با اینکه من نه ثبت نام کرده بودم و نه خلاصه مقاله ارائه داده بودم، با ارائه مقاله من در مورد خاک مسلح موافقت کردند و من امروز صبح که سومین روز بود، اولین ارائه کننده ساعت 9 تا 9:30 بودم. میخوام از سیر تا پیاز یه اجتماع علمی در کانادا رو براتون تعریف کنم.
از روز اول که کارگاه شروع شد ابتدا برای آشنا شدن افراد شرکت کننده با هم، توی آزمایشگاه مکانیک خاک، جلسه آشنایی (Meet and Greet) گذاشته بودند. سعی کردم جزء اولین افراد باشم تا بتونم شرکت کننده ها رو از اول بشناسم. اول پروفسور گراهام 70 ساله پدر راهسازی استان مانیتوبا وارد شد. قبلا دکتر آلفارو، منو بهش معرفی کرده بود ولی الان به خاطر نیاورد. تا خودمو معرفی کردم خیلی خیلی معذرت خواهی کرد و پرسید آیا از اوضاع اینجا راضی هستی یا نه؟ بعد دکتر کراهن (John Krahn) از پیشگامان و اولین تهیه کنندگان نرم افزار Geo Studio از کالگاری، استان آلبرتا وارد شد. کیم دانشجوی کره ای بعداً گفت صحبت با او یه افتخار محسوب میشه! به هر حال خودش جلو اومد و خودشو معرفی کرد منم خودمو معرفی کردم.پرسید اینجا روی چه موضوعی کارمیکنی؟ او هم اومده بود تا محصول سال 2007 خودشونو توضیح بده. بعد پروفسور Lee از دانشگاه ساسکاچوان همکار پروفسور "فردلند" که کتاب معروف مکانیک خاک غیر اشباع رو نوشته وارد شد بعد هم اساتید و دانشجویان دانشگاه کوئینز اومدن و شلوغ شد. بعد از حدود 2 ساعت دیگه همه کاملاً با یکدیگر آشنا شده بودند و زمینه های کارهای علمی همدیگه رو میدونستند. ساعت 1:30 عصر رفتیم از 4-3 پروژه ژئوتکنیکی شهر وینی پگ بازدید کردیم. من با ماشین پرفسور لی بودم. ماشینش کرایسلر مدل 2007 بود که از ساسکاچون اجاره (Rent) کرده بود. صفر کیلومتر. تنها 270 کیلومتر از اونجا باهاش اومده بود. توی راه ازم پرسید منصور تو ایران بنزین لیتری چند دلار کاناداست؟ گفتم 10 سنت! شوکه شده بود! (دلار کانادا بین 800 تا 810 تومان است). گفت اینجا لیتری 1.20 دلاره! ماشینش 60000 دلار قیمت داشت که اجاره کرده بود و خیلی ارزون هم در میاد. ماشین دکتر کراهن هم کرایسلر بود که مال خودش بود.
مشکل اصلی ژئوتکنیکی وینی پگ بدلیل ساختار خاک رسی پلاستیک، رانش شیب های کنار جاده و کناره های رودخانه سرخ است. پروژه ها رو که دیدیم تقریباً ساعت 5:30 عصر بود که رفتیم شام. اینجا خیلی زود شام میخورن و می خوابند و صبحا زود بیدار میشن. چون روز مادر (Mothers day) (یکشنبه دوم ماه مه) بود رستوران خیلی شلوغ بود. تقریباً 15- 16 نفر از کسایی بودیم که مقاله داشتیم. نمیدونستم غذا خوردن رسمی اینا چطوریه! اول اومدن پرسیدن نوشیدنی چه میل دارین. منم نفر اول سر میز بودم (عکس پایین) گفتم آب. بخدا دروغ نمی گم! بقیه، نوشیدنی های دیگه رو سفارش دادن. فرصتی بود تا سالاد و غذا میاد باز باهمدیگه گپ بزنیم. چیزی که اون شب خیلی اذیتم کرد سئوال یه ایرلندی بود که ازم پرسید منصور(همدیگه رو با اسم کوچک صدا میکنن) وقتی میخوای برگردی ایران باید ریش بذاری! گفتم بابا اون افغانستانه! کی این حرفا رو درباره ایران به شما گفته؟ کاملاً ایرانو میشناختن. یکیشون خیام رو میشناخت و داستان حسن صباح رو خونده بود. اسامی شهرای تبریز، شیراز و اصفهانو میدونست. به هر حال حس کردم از حالا به بعد من نماینده کل ایرانی ها در نظر اینها هستم. به همین خاطر سعی کردم موقع سخنرانی شیکترین لباسمو بپوشم! چون توی فضای باز بودیم، هنوز آفتاب بالای سرمون بود که شام تموم شد و دکتر کراهن به عنوان نماینده Geo-Slope میزها رو حساب کرد. فقط کارت اعتباریشو به گارسون داد. از جایش هم تکان نخورد! از دبیر پرسیدم هر نفر حدوداً چند دلار میشه؟ گفت بین 45 تا 50 دلار!
برگشتیم دانشگاه به همدیگه گفتیم:See you tomorrow و خداحافظی کردیم. وای عجب روزی بود تو این مدتی که کانادا بودم اینقدر صحبت نکرده بودم. چون کسی رو ندیده بودم! احساس کردم عقده صحبت نکردنم خالی شده!
همین جا بگم حداقل دستاورد این همایش برای من این بود که من سه روز از غذا درست کردن نجات پیدا کرده بودم!
فردای اون روز، سخنرانیها پشت سر هم انجام میشد. بیشتر مسائل عملی و اجرایی ژئوتکنیکی در کانادا و ایرلند شمالی در مورد پایداری شیب ها بود. برام خیلی جالب بود. چندتا بحث تئوری وعددی هم مطرح شد. تو ذهنم آرزو کردم کاش استادای ما هم بتونن تو اینطور سمینارها بطور وسیع شرکت کنند تا از تکنولوژیهای نوین علم ژئوتکنیک اطلاع داشته باشن. شرکت اونها شده فقط چندتا کنفرانس داخلی چون بودجه شرکت در کنفرانس برون مرزی خیلی کم است. چون اکثر اونا از همین کشورها فارغ التحصیل شدن مطمئناً اوایلی که برگشتن به ایران خیلی به روز بودند ولی کم کم از تکنولوژی روز عقب می افتند. دیگه فکرشون به قسط خونه، قسط ماشین، پروژهایی اجرایی پول درآور، ارائه هرچندتا مقاله فقط و فقط برای ارتقا علمی! و... معطوف میشه! دیگه کی میره 2 سال برای فرصت مطالعاتی یا فوق دکتری(Post Doc.) به یه کشور دیگه تا فرصتهای کاریی که با هزار زحمت تو ایران بدست آورده رو از دست بده و تازه برگرده ببینه همه چی عوض شده و باید از اول شروع کنه!
حالا میفهمم چرا اگه مثلا توی بخش خودمون(دانشگاه شیراز) یه نفراستاد(دکتر) ژئوتکنیک بخوان، از بین دانشجوهای دکترایی که خودشون تربیتش کردند نمی گیرند و اگه کسی فارغ التحصیل مثلاً آمریکا یا کانادا باشه ارجحیت داره! میدونین چرا؟ الان براتون میگم: (اکثراً)دانشجویی که دکتراشو ایران بگیره مخصوصاً مهندسی عمران، بیشتر بازاریه تا آکادمیک! چرا- چون زمان تحصیل دکتری یه پاش تو نظام مهندسیه، یه پاش تو شهرداری؛ اگه پاهای دیگری داشته باشه! یکی تو دانشگاه آزاده! یکی تو شرکت های مشاور، یکی توی کلاس های کنکور!... البته حق داره چون بیشتر دانشجو های دکتری زن و بچه دارند. خودتون قضاوت کنین! این دانشجوی دکتری زمانی که فارغ التحصیل بشه و احیاناً بیاد عضو هیات علمی دانشگاه شیراز بشه! آیا میشه تو بخش پیداش کرد؟ آیا تضمینی وجود داره زمانی که پای وایت برد داره درس میده تو فکرش پروژهای اجرائیش و بیمه کارگران و... نباشه؟
و اما دکتری که از خارج فارغ التحصیل شده، زمان تحصیلش دغدغه امرار معاش نداشته، کاراش تماماً آکادمیک بوده. صبح ساعت 8 میومده دانشگاه ساعت 4:30 میرفته. همینطور که الان هم بعضی از اساتید دانشکده مهندسی حتی روزهای 5 شنبه هم میان دانشکده. مطمئن باشین اینطور افراد فارغ التحصیل اون ورن!
بحثمون به کناره رفت. چون همیشه این سئوال توی ذهنم بود که چرا هیات علمی رو از بچه های دانشجوی دکتری خودشون نمیگیرن؟ حالا کاملاً این پرسش برام حل شده!
بقیه بحث همایش رو میگذارم یه روز دیگه! دست حق یارتون!




نظر شما ؟ ( 6 نظر )
 |
 |
|
مریم حمیدی
|
20:41:37 - 13/4/1388
|
با سلام و خسته نباشید موفقیت شما رو از خدای بزرگ ارزو می کنم مطالب شما جالب و خواندنی بود شما واقعا صمیمانه مطالب رو نوشتید براتون ارزوی موفقیت می کنم . مریم حمیدی دانشجوی کارشناسی سخت افزار |
|
|
 |
|
 |
 |
|
وحيد
|
00:59:47 - 1/11/1386
|
بسيار بسيار عالي بود شمارا تحسين بايد كرد |
|
|
 |
|
 |
 |
|
رضا
|
22:08:04 - 8/10/1386
|
خیلی عالی بود متشکرم کاربر رضا وفایی |
|
|
 |
|
 |
 |
|
عنايت اله سيار
|
01:02:42 - 6/3/1386
|
سلام آقاي دكتر... سايتتون فيلتره... الان با فيلتر شكن اومدم.. اينجا هنوز ايرانه . از اين عكسها ميزنين فيلترتون ميكنن ....
اميدوارم هر جا هستين موفق باشين. يادش به خير سال پيش همچين موقعهايي تو سايت دنبال نمره هام ميگشتم...
|
|
|
 |
|
 |
 |
|
Younes
|
17:41:36 - 1/3/1386
|
سلام مطالب نو و جالبی بود. اما همانطور که دوستمان گفتن متاسفانه سایتتان فیلتر شده و الان هم با فیلترشکن قادر به مشاهده سایت می باشم. موفق باشید. |
|
|
 |
|
 |
 |
|
تشکریان جهرمی لطف اله
|
18:49:12 - 28/2/1386
|
|
بسیار عالی است . موفق باشید.فقط نمیدونم چرا از وقتی رفتی اونور آب سایتت فیلتر شده ؟!!! |
|
|
 |
|