سلام! الان ساعت 5/8 شب 5 شنبه بیستم اردیبهشت هشتاد و ششه (روز تولد خانومم). زودتر از آزمایشگاه اومدم تا چند خط بنویسم؛ آخه اینطور که معلومه خیلی ها معتاد خاطرات شدن و سایت حقیر رو در Favorites اینترنتشون Add کردن و روزانه به امید مطالب جدید یه سری اینجا میزنن.
امروز میخوام از خوابگاه براتون بگم. ترم تابستون اجاره خوابگاه کمی کمتر میشه (اتاق یک نفره ماهیانه 325 دلار) که این هزینه شامل خط اینترنت پر سرعت 24 ساعته هم میشه. ازپنجره اتاق 730 (طبقه هفتم) که مشرف به رودخانه سرخ (Red River) است هر روز صبح میشه طلوع زیبای خورشید رو نظاره کرد. قبل از اینکه بیام بارها توسط نرم افزار Google Earth این رودخانه را که استثنائاً از آمریکا سرچشمه گرفته و از ایالتهای مینه سوتا و داکوتای شمالی به سمت شمال در جریان است رو دیده بودم(کانادا یکی از تأمین کننده های آب ایالات متحده است؛ یعنی همه رودخانه ها از شمال به جنوب جریان دارند). روزهای اول اومدنم، سراسر رودخانه سرخ یخ زده بود. در مدت شش ماه یخبندان قطر یخ ها بحدی میشه که یک کامیون میتونه از روشون رد بشه! بعد از آب شدن یخ ها هم معمولا این رودخانه بدلیل ذوب برف ایالتهای شمالی آمریکا طغیان میکنه.
یه دسته کلید شامل سه کلید، نام کاربر و رمز ورود اینترنت چیزایی بودن که تحویلم دادن. یک کلید صندوق پست، یک کلید در ورودی خوابگاه و در آسانسور و بالاخره کلید اتاق. اینجا اکثر درها یه طرفه هستن؛ یعنی به سمت بیرون از ساختمون با یه هل دادن باز میشن ولی برای ورود باید کلید داشته باشین. همینطور برای ورود به خوابگاه که هر کسی نتونه بیاد داخل؛ ضمن اینکه در آسانسور هم تا کلید رو نچرخونی باز نمیشه!
طبقه زیرزمین(Basement) محل ماشین های لباسشویی کارتیه. مثل خوابگاه ایران نیست که هر کس مجبور باشه داخل حمام لباساشو بشوره یا دراوج بیحالی ببره شهرستان. ماشینای لباسشویی اتوماتیک همراه با خشک کن هستن. به این محل میگن Laundry البته هر طبقه یه لاندری داره برای کسایی که نمیخوان از ماشین لباسشویی استفاده کنن . طبقه همکف یه پیانو گذاشتن برای اهلش! هر طبقه 24 اتاق 2 حمام با وان (Tub) و 4 تا حمام معمولی یه مایکرویو و یخچال و تلوزیون و مبلمان و جارو برقی داره. هر روز صبح دستشویی ها و حمام تمیز میشن. روزای اول برام عجیب بود با پاهای برهنه میومدن توالت انگار نمی دونستن دمپایی چیه! بعداً یکی از بچه های ایرانی گفت که اولاً اینا از بچگی اینطوری بودن و ثانیاً توالت کاملاً خشکه ،بجای شیر آب دستمال کاغذیه و بجای حوله هم کاغذ خشک کن. از کاغذ خشک کن که بعد از شستن دست و صورت استفاده میشه خوشم اومد ، اگه توی ادارت یا منازل ایران هم برای خشک کردن دست و صورت مد بشه خیلی خوبه چون یه بار مصرفه و عامل انتقال بیماری نیست.
شب های شنبه و یکشنبه شبهای خوش گذرانی اهل خوابگاهه. تا دیر وقت بیدارن و سرو صدا میدن؛ گوش شیطون کر، فرداش هم قوطی های خالی با درصد های مختلف رو مبل و میز تلویزیون ولو شدن! دیگه برام عادی شده این دوشب خودمو برا یه خواب راحت آماده نمیکنم!
دانشجوها زیاد سیگار میکشن .چون خودم 4 سال خوابگاه بودم میتونم بگم خیلی بیشتر از ایران! داخل فروشگاهها سیگار بطور مستقیم در معرض دید مشتریا نیست. جعبه های سیگار معمولاً داخل شبهِ کمدِ در داری هستن که فروشنده هر بار در اونو بازمیکنه. سیگار کشیدن داخل هر ساختمان عمومی اکیداً ممنوعه حتی تو دمای 45- درجه اگه کسی تو خوابگاه هوس سیگار کنه باید زحمت بکشه بیاد طبقه همکف و بیرون حتی 8 متر دورتر. تمام اتاقها مجهز به سنسورهای دودن. تا حالا دو سه بار شده زنگ های آتش به صدا در اومده، اونم به خاطر اینکه احتمالاً یه نفر مست هوس کرده تو اتاقش سیگار بکشه! تمام خوابگاه باید تخلیه بشه و بیان پایین( قیافه بچه ها اینطور مواقع خیلی جالبه؛ هر کسی با هر وضعی سریعاً خودشو به پایین میرسونه، تازه نگا به خودش میکنه که چه لباسی تنشه!) دست کم 5 تا ماشین آتش نشانی با اون کبکبه و دبدبه شبیه فیلمای آمریکایی بیان آخرش هم آتشی در کار نباشه و با زنگ عدم خطر همه برمیگردن اتاقاشون. یه چیز دیگه که جالبه براتون بگم افشانک های آب در هنگام آتش سوزیه. مثل اینکه جز تاسیسات هر ساختمونه! تو سقف یا بدنه هر اتاق یا سالن و... وجود داره. یه شیشه حاوی مایع قرمز رنگی جلو آب رو گرفته ؛اگه آتش سوزی اتفاق بیفته و دما از یه میزان بخصوص بالاتر بره این شیشه میترکه و راه خروج آب باز میشه و آب بصورت فواره آتش رو خاموش میکنه یا حداقل نمیذاره دمای محل سریع افزایش پیدا کنه. اومده بودم فقط چند خط بنویسم مثل اینکه بیشتر شد! فعلاً خدانگهدار!
چندتا عکس اول رو از پنجره اتاقم گرفتم
روز اولی که اومدم رودخانه کاملاً یخ زده بود

تقریباً اوایل فروردین یخا شروع کردن به شکستن

تکه های کوچک یخ شناور
