باعث افتخار ایرانیاست که بخش برق اینجا 7 استاد و 31 دانشجوی فوق لیسانس ودکتری ایرانی داره! دکتر شفائی دارای درجه "پروفسور برجسته" (Distinguished Professor) است؛ حتی استاد من هم میشناختش. خانم دکتر موسوی و خانم دکتر نوغانیان با حجاب اسلامی هستن. بیشتر دانشجوهای ایرانی فارغ التحصیل لیسانس شریف-تهران-علم وصنعت و امیرکبیرن. اینجا عموماً ایرانیا رو به عنوان افراد زرنگ و مستعد میشناسن و بطورکلی از میان کشورهای خاورمیانه و شرق، دقت نظر خاصی روی ایرانیا دارن هرچند بعضی هاشون اصلاً نمیدونن ایران کجای نقشه جغرافیاست!
صبح اولین روزی که اینجا بودم بعد از خوردن صبحانه به علیرضا یکی از دانشجوهای دکتری برق اینجا زنگ زدم. قبل از اینکه بیام بهش ایمیل زده بودم و خواهش کرده بودم اگه ممکنه روز اول چون با دانشگاه آشنا نیستم کمکم کنه. هر چند هنوز هم از راهنمایی و کمک هاش بی نصیب نیستم. یه جمله ای همیشه میگه که قبل اومدنم هم از تعدادی شنیده بودم: "اینجا به ایرانی جماعت اعتماد نکن! اولیش خود من! به این خارجی ها بیشترمیشه اعتماد کرد تا ایرانی ها!" نمیدونم ریشه این جملات کجاست و واقعاً چی باید بگم؛ فقط میگم متاسفم! از خدا میخوام این مدت کمی که اینجام تجربه این جمله رو نصیبم نکنه!
درِ ورودی یونیورسیتی کالج قرار گذاشتیم، با هم رفتیم چرخی تو دانشگاه زدیم، تو بخش راه و ساختمان اتاق دکتر آلفارو پیدا کردیم، چندتا کارت تلفن و بلیط اتوبوس خریدم. جالبه بگم بیشتر ساختمانهای اداری و دانشکده های این دانشگاه بوسیله راهروهای زیرزمینی به همدیگه متصل هستن و تو اون سرمای شدید نیاز نیست زیاد با هوای بیرون دست و پنجه نرم کنی. نهار رو با هم تو رستوران دانشگاه خوردیم. بعد از نهار هم رفتیم کارت غذا گرفتیم.
بذارین همین جا مفصل از آداب غذاخوری دانشجویشون براتون بگم. سلف سرویس به معنای ایرانی وجود نداره. چون دانشگاه خصوصیه میخواد از هر چیزی سود ببره. تعداد کمی از دانشجوها خودشون غذا درست میکنن و بیشترشون تو رستورانهای خوابگاهشون غذا میخورن. پیش فروش غذای رستوران بطور هفتگی و با کارت هوشمنده؛ یعنی میشه 12، 15 یا 17 وعده در هفته رو خریداری کرد و درصورت استفاده نکردن در طول هفته، دیگه برای هفته آینده اعتبار ندارن . قیمت هر وعده حدود 10 دلار در میاد ولی برای دانشجوهایی که کل سال مشتریشون هستن هر وعده تقریباً 5/6 دلارمیشه. چون رستورانها ترم تابستون باز نیستن، برنامه غذایی من فقط برای حدود 45 روز در رستوران بود. قیمت هر وعده حدود 8 دلار شد. ناگفته نماند که رستوران بصورت تمام سرویسه(Full Service) یعنی در ساعات صرف غذا، انواع و اقسام غذاهای گرم وسرد، پیتزا، انواع سالاد، میوه، بستنی ،شیرینی، ژله، انواع نوشابه و آبمیوه، قهوه وچای بصورت سلف سرویس ارائه میشه. اکثر غذاهاشون با گوشت خوکه(Pork meat) اونایی که غذای اسلامی(Muslim food) می خوان قبل از برداشتن غذا می پرسن: از گوشت خوک تهیه شده؟ صرفنظر از ذبح اسلامی! . حدوداًً 5/1 ساعت غذا خوردنشون طول میکشه! حین خوردن غذا آرامش زیادی دارن با همدیگه حرف میزنن و گاه با صدای بلند میخندن، چند بار بلند میشن میرن دوباره یه کم غذای گرم یا دسر میگیرن! آرامش و چیزی که کمتر حتی تو رستورانای کلاس بالای ما دیده میشه!
رستوران جایی بود که دانشجوهای ایرانی دور یک میز غذا بخورن، همدیگه رو ببینن و حال و احوالی کنن. جالب بود اگه یه خارجی دوست یکیشون بود و اجازه میخواست که بشینه سر میز همه آه از نهادشون بلند میشد؛ چون از حالا به بعد دیگه نمیشد فارسی صحبت کرد، آخه ادب حکم می کرد، اونم متوجه بشه ما داریم چی میگیم! هرچند روزای اول از این وضعیت واهمه داشتم که نکنه تو بحثای انگلیسی یه نظرخواهی از من بکنن و من از پس اون بر نیام، حالا اتفاقاً دوست دارم بحث ها انگلیسی باشه چون همچو مواقعی بهترین زمان برای تمرین روان شدن مکالمه منه!
بعد از نهار علیرضا TA داشت باید میرفت. حالا باید TA رو توضیح بدم!( با معذرت از اونایی که میدونن). (TA=Teaching Assistance) یا دستیار تدریس یعنی کمک به استاد در کلاس های حل تمرین، تصحیح کوئیز و تکالیف و کمک در آزمایشگاه. در حقیقت TA همون کار دانشجوییه که منبع در آمد خوبی برای دانشجوها به حساب میاد. اینطوری که میگن میشه با اون مستقل تحصیل کرد؛ البته باید استاد مربوطه از نظر علمی قبولت داشته باشه تا بهت TA بده.
عصر تنها رفتم اتاق دکتر آلفارو خودمو معرفی کردم بلند شد و خوش آمد گفت و پرسید مشکلی نداشتی؛ منم از زحمتایی که تا حالا بهش داده بودم عذر خواهی کردم و قرار شد فردا دوباره همدیگه رو ببینیم تا منو به بخش معرفی کنه و اتاقمو تحویلم بده. تا حالا همدیگه رو الکترونیکی میشناختیم یعنی با ایمیل. واقعاً جالبه اینطور اعتماد دارن بدون اینکه منو ببینه و یا تعهدی بهش داده باشم، اتاق ،کامپیوتر، میز، تلفن و خاک با مشخصاتی که از ایران سفارش داده بودم برام آماده کرده بود!
کم کم ساعت اداری اینجا یعنی ساعت 5/4 شده بود؛ منم خسته راه دیروز بودم و کم خوابی دیشب. شام رو با بچه های ایرانی که توسط علیرضا بهشون معرفی شده بوده خوردم و اومدم سوئیت. تا خاطره دومین روز ایام به کام!
-University of Manitoba Canada.jpg)
-University of Manitoba Canada.jpg)
-University of Manitoba Canada.jpg)


عکس های بیشتر از رستوران----- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
نظر شما ؟ ( 6 نظر )
 |
 |
|
خلیل مصلی نژاد
www |
11:40:43 - 8/2/1386
|
|
سلام دکتر امیدوارم همیشه سربلند باشید دوستان قدیمی همه به یادتون هستند |
|
|
 |
|
 |
 |
|
حسين و وحيد وحميداموزگار
|
14:29:58 - 1/2/1386
|
|
از حال وهواي اونجا بگين البته اول سلام استاد من يعني حسين خيلي دوست دارم براي تحصيل بيام اونجا و100% هم ميام فقط اگر ميشه من رو در اين زمينه مشاوره كنيد.انشاالله كه موفق باشيد. |
|
|
 |
|
 |
 |
|
mohamadreza namdari
|
16:09:51 - 27/1/1386
|
|
bisabrane montazer elam chegoonegi tahsil dar anja hastim .hamishe shad va pirooz bashid |
|
|
 |
|
 |
 |
|
mohammad zareei
|
11:25:24 - 27/1/1386
|
sallam halo ahvaleton chetore jenabe dr.mosalla. midonam jazabiyat haye onja ziyade ama vaghti adam tanha mishe ,dori az khonevade va vatan cheshme adamo mibande. valli baraye pishraft va taraghi bayad az hame chiz gozasht. omid varam dar tamamiye maraheli ke darpishdarid movafagh va piroz bashid.rasty kashke shomaramo midadam ta bedin be yeki az in jigarhaye kanada:-) eradat mande shoma mohammad zareei |
|
|
 |
|
 |
 |
|
سجاد آریان
www |
16:05:24 - 26/1/1386
|
|
سلام. آقا خوش به حالتون. ما کجا و شما کجا.آقا اگه یه همکار واسه ارائه مقاله نیاز داشتید رودرواسی نکنیدا ، با کله میام کاناد.سوغاتی یادتون نره ها. به خاطر شما کلی پول اینترنت دادم بلاخره باید یه جوری جبران کنید دیگه. موفق باشید.بی صبرانه منتظر دیدنتون هستم. |
|
|
 |
|