طرزفكرئ كه نسبت به يك شكست داريم تعيين كننده مدت زماني است كه بين شكست فعلي و پيروزي بعدي است.براي اعتماد به نفس ومقابله با ترس اقدام كنيد.حركت اعتماد به نفس را رشد مي دهد وتعلل باعث افزايش ترس ميشود.
همونطوري كه خوردن يك شربت تلخ موجب گريه و ناراحتي يك كودك ميشه و در عين حال موجب بهبود و سلامت جسمش از بيماري شكست هم گر چه گاه بسيار تلخ و گزندست موجب بهبود سلامت روح و ارتقا شخصيت معنوي انسان ميشه منوط بر اينكه هميشه از اين ديدگاه به شكستها نگاه كنيم
يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم . يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ، طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم . دوستان به خدا بي وفايي نکنيد ، با دل شکسته جدايي نکنيد يا وفا کنيد تا آخر عمر يا از اول آشنايي نکنيد
روحم به گل نشسته .. برايم دعا کنيد .... آيينه اي براي دلم دست وپا کنيد .... احساس مي کنم که به دريا نمي رسم .... اي رودهاي تشنه.. مرا هم صدا کنيد .... اي زخم هاي کهنه که سر باز کرده ايد .... با شانه هاي خسته من خوب تا کنيد ... دارم به انتهاي خودم مي رسم.. به عشق ... راه مرا از اين همه آتش جدا کنيد ... حالا که خود را به تماشا نشسته ام ... با آخرين غريبه مرا آشنا کنيد
مثل یک مهتاب در آسمان تاریک قلبم نشستی و قلب مرا پر از نور محبت و عشق خودت کردی.... مثل یک قناری در باغ سوخته قلبم نشستی و با صدای آواز دلنشینت قلب مرا دیوانه آن احساس پاکت کردی...... مثل لیلی قصه ها آمدی و مرا مجنون خودت کردی. آری تو مرا عاشق خودت کردی تو مرا گرفتار خودت کردی.......
shayad dar shekast hesi bashad ke dar piroozi nist va an ham dobare talash kardan baraye moafaghiat va in haman omod hast vali pas az piroozi shayad hich gah natavani an harekat va angize ra dashte bashi
بهار امدو ردشد من وتو حس کردیم برای باغ چه بد شد من وتو حس کردیم جهانی بودکه جهان راتنگ می یافت پرواز کردو رفت هرشب کهانتظارتورامی برم به روز شرمندام که بی تونفس می کشم هنوز شکیب دردخمشانه&دوباره شکست دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت شاید که چشم دهر بگیرید در این شکست کاین نور چشمماست که از دیدگان برفت
عمریست دار فانی با ما وفا ندارد گوئی شکسته بالان با خود خداندارند هردم زمهررویت یادی زدل براید گوئی که در نهانش با ما وفا ندارد در خلوت شبانه یاد تودردلم نیست شاید که این خیالت با مارضا ندارد آنانکه برتوگفتندازیاداوبرون ای برگوکه او خلیل است باماریاندارد ((خلیل))
man naomidi ro dar khdam mibinam man shekasto jozie az khodam midonam chon bahash bozorg shodam chon bahash zendegi kardam vali dost nadaram bahash bemiram na omidi ghesmati az adame ke vaghti modatha chizi be esme khoshi nadidi to vojodet roshd mikone rishe mizaneho tamame vojodeto migire
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود
الهی! گاه می گویی که فرودای وگاه می گویی که گریز گاه فرمایی که بیا وگاه گویی که پرهیز خدایا نشان قربت است این یا محض رستاخیز؟ هرگزبشارت ندیدم تهدید امیز ای مهربان بردبار ای لطیف ونیک یار امدم به درگاه خواهی به نازدار وخواهی خوار
دوست دارم شکست بخورمدوست دارم همیشه با شکست و نا امیدی باشم چون بعد از هر نا امیدی یا شکست می توانم خودم را حس کنمو بر خودم متکی شوم وخود را با ور سازم که من چه کسی هستم وخود را بشناسم وبتوانم بر مشکلات بعدی با استقامت تمام بر ان مشکل پیروز شوم پس بیایدبا شکست خوردن ناراحت نشویم اگر شکست خوردیم با تمام وجود خود باوری سعی کنیم خود را بشناسین ودر مورد مشکلات بعدی نا امید نشویم و خدارا شکر گویم و هر گز خدارا از یاد نبریم...............
ذهن خود را از نتوانستن ها خالی کنیم. زند گی عبارتست از ایستادگی.ایا نمی بینیم که درخت بیشتر از بوته گیاه زندگی میکند وسنگ بیشتر از درخت. وبه یاد داشته باشیم که در مقابل مشکلات زندگی طوری گریه کنیم که چشمهایمان نفهمند.
hargah betoon shekasto dark konim va az oon tajrobeye khoobi besazim mitoonim dari be sooye moafaghiat bara khodemoon besazim kesani ke tahamole shekasto daran kesani in vagheiato paziroftan ke zendegi 2 layn dare mifahman ke hamishe rooye dovom seke ham hast pas hamishe bayad omidvar bood va nimeye pore livano did
SALAM TA SHEKASTI NABASHE PIROOZI NIST PAS VA NOKTEYE DIGAR INKE SHEKAST DAR ZENDEGIYE HAME HAST PAS BA TARZE FEKRE SAHIH VA ZIBA DELHATAN RA PAK VA BE MOSHKELAT AZ DARICHEEEE DIGAR NEGAH KONID . MOVAFAGH BASHID
اگرمادران به اميدديدن فرزندان خودنبودنددردزايمان ازكوه كندن فرهادسخت تربود.من به اين باور رسيده ام وديده ام صداقت پس از زايمان واعتقادبه خداوندتعالي درمادران.. همان نورانيتي كه در سالكان طريقت پس ازچله نشيني هاديده ميشود.
hammishe movazeb bash ke baad ad avvalin gami ke bar midari hammishe game badiro dar hammon jahat bar nadari ; shayad game badi noghteye sefre harkate to boode bashe
اگه یه بچه وقتی که زمین می خورد ازجاش بلندنمیشدهیچ وقت راه رفتن رو یادنمی گرفت.پس وقتی که شکست می خوریم نبایدناامیدبشیم وبرای پیروزی بایدتلاشمون رو بیشترکنیم.چون ما باکمک خداهرکاری رومیتونیم انجام بدیم واگرکسی ناامید بشه یعنی نسبت به خدانا مهربونی کرده چون خداخودش میگه ادعونی استجب لکم پس دیگه ناامیدی معنایی نداره. مازنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
shekast be nazar kalmeye talhkiye be mezage kesi jor dar namiyad amma ta nabashe pole pirozi sakhte namishye jomle migan ke gavon ba omid zende hast va pir ba khatere omidvaram hich gavoni na omid nabashe ya hagh.
سلام... "در دنیایی که آن را معنویت می نامیم برای هر چیزی که شما نام مشکل بر آن نهاده اید در همین لحظه و هم اکنون راه حلی در دسترس و آماده وجود دارد." *
* : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد- دکتر وین دبلیو دایر
bayad del be darya zad migan adama baham fargh daran vali hich vaght hich kas baham farghi nadare adama hame yeki hastan vali ye tafavot baham daram ke kheyli moheme YE EDE AZ ADAMA MIKHAN ZENDE BEMONAN YE EDE DIGE MIKHAN ZENDEGI KONAN age goftyd farghesh chiye?
AGAR KOOH NAVARDI DAR BEINE RAHE BALA RAFTAN AZ KOOH NAOMID SHAVAD DAR AAN LAHZE NA RAHE PAS DARAD VA NA RAHE PISH VA SOGHOOT KHAHAD KARD . TEY KARDANE ZENDEGI NIZ MANANDE BA LA RANTAN AZ KOOH AST.
هر شخصی یه شناختی از خودش داره و بر اساس اون از خودش یه ظرف می سازه و هر وقت اون ظرف رو تونست پر کنه و اندازیه اون ظرف رشد کنه احساس خوشبختی میکنه البته چون شاید ظرف یه نفر بزرگ باشه یا اصلا فرصی نکنه به اون حدی که می خواد برسه پس همین تلاشش برایه رسیدن به این هدف براش احساس خوشبختی ایجاد می کنه
یکی از مشکلات بشر در عصر ماشین و فضا در دورانی که انواع واقسام تفریحات و سرگرمیها در اختیار انسان مدرن قرار دارد، احساس یکنواختی و تکراری بودن امور زندگی است. جای بسی تعجب است که هرچقدر زندگی مرفه تر و سبک آن مدرن تر می شود این احساس یکنواختی و ایستایی بیشتر میگردد در چنین حالتی هر نوع تنوع فقط اثری موقت دارد و پس از مدتی باز احساس دلزدگی و دلمردگی به سراغ اشخاص می آید. واقعا مشکل انسان چیست آیا پیشرفت است. خیر، مشکل انسان این است که هیچ وقت احساس رضایت و قناعت نمیکند او همیشه بدنبال گمشده ای است. مشکل انسان در خود واقعیت جستجو نیست چرا که جستجو انسان را به جلو و به پیشرفت سوق می دهد بلکه مشکل او در این است که گمشده خود را در جای اشتباهی جستجو میکند انسان بدنبال سعادت و رضایت درون است اما در کجا میتوان این سعادت را یافت ؟؟!!
اقتصاددانان تا کنون بر اساس ميزان درآمد سرانه، خوشبختی را اندازه می گرفتند. اما هرچند درآمد سرانه ملی در جوامع صنعتی پيوسته افزايش يافته، اما بر خوشبختی شهروندان به اين ميزان افزوده نشده است. ليارد از اينجا به اين نتيجه می رسد که رشد صنعتی نمی تواند ملاکی برای خوشبختی آدمی باشد. مردم در جوامع صنعتی به ظاهر سعادتمندتر از مردم جوامع عقب مانده يا در حال توسعه هستند، ولی اين را هم بايد در نظر داشت که در جوامع صنعتی در کنار رفاه مادی، آفت هايی مانند افسردگی و تبهکاری نيز رشد می کند.
به نظر ليارد عواملی وجود دارد که بيش از رفاه در احساس خوشبختی مؤثر هستند. به نظر اين پژوهشگر رابطه صميمانه با همسر و نزديکان است که آدمی را خوشبخت می سازد. او با آوردن شواهدی نشان می دهد آنها که خوشبختی را در موفقيت شغلی و پيشرفت حرفه ای می جويند و از خانواده و دوستان غافل می شوند، به رغم رفاه و کاميابی حرفه ای به شدت احساس بدبختی می کنند.
به نظر ليارد روابط سالم خانوادگی و پيوندهای محکم عاطفی، عامل اصلی در احساس سعادت است. شما چه نظری داريد؟
ريچارد ليارد: سعادت تنها به رفاه بستگی ندارد خوشبختی همواره يکی از بنيادی ترين پرسش های بشر بوده است. همه در جستجوی خوشبختی هستند، با وجود اين انسان ها از خوشبختی برداشت روشنی ندارند. شادمانی و احساس آسايش نشان اصلی خوشبختی است، اما چگونه می توان به آن رسيد؟ اختلاف ميان ديدگاه ها بسيار است.
گفته اند که ثروتمندان معمولا خوشبخت تر از فقرا هستند، با اين حال آنها که بر ثروت خويش می افزايند، به تناسب افزايش ثروت، خوشبخت تر از پيش نمی شوند.
لرد ريچارد ليارد، اقتصاددان و پژوهشگر انگليسی در کتابی به نام "جامعه خوشبخت" نشان می دهد که رفاه مادی نمی تواند خوشبختی آدمی را تضمين کند. ليارد در رساله خود می کوشد ثابت کند که رفاه روز افزون در جوامع پيشرفته، الزاما به احساس سعادت نمی انجامد.
رمز خوشبختی ! بيش تر آدم ها فکر می کنند، آنچه خيلی مهم و سخت است به دست آوردن خوشبختی و سعادت است، در حالی که من مطمئنم آنچه خيلی سخت تر است حفظ سعادت است و نگهداری خوشبختی. خود خوشبختی ممکن است با مساعدت الهی يا شانس يا تقدير و يا..... به دست بيايد ولی آنچه مسلم است حفظ آن بدون عقل و تدبير ميسر نيست. ولی کجا آدم قدر نعمتی را که دارد می داند؟! خصلت آدميزاد اين است، به دنبال آنچه ندارد می دود و آنچه دارد اصلا نمی بيند و به داشتنش مثل يک حق طبيعی عادت می کند: مثل دستش، مثل نفس کشيدن، مثل چشم هايش و مثل همه ی واقعيت های حياتی زندگی که چون همراه آدمند برايش عادی می شوند و بی ارزش، مگر اين که از دستشان بدهد
از نهان خانه دل باز بگو رازپنهاني عشاق بگو اي كمان ابروي من بازبگو توازآن كعبه وبت خانه بگو ياكه ازهدهدك مرغ سليمان بگو بازاي چشم سياه لؤلؤمرجان بگو بياازآيينه ماه شب چهارده بگو اي مصلاتوازاسرارخدابازمگو
قضا و قدر در اشعار حافظ : از پس آينه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو می گويم *** برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت که خدا، خود ز ازل بهر بهشتم نسرشت *** مرا از ازل شد عشق ســـرنوشـت قضای نوشــــته نشايــــد سترد برو زاهـــدا خرده بــر ما مـگير که کار خــــدايی نه کاری ست خرد *** آنچه سعی است من اندر طلبت بــنمودم اين قدر هست که تــغيير قضا نتوان کرد *** مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که آن جا شد، کم وافزون نخواهد شد
چون قضا آيد طبيب ابله شود----------آن دوا در نفع خود گمره شود از قضا اسكنجبين صفرا فزود----------روغن بادام خشكي مي نمود از هليله قبض شد اطلاق رفت----------آب آتش را مدد شد همچو نفت با تشكراز تمامي دوستاني كه در هر چه پر بارتر شدن صحراي سخن سهيم هستند
وقتی کسی عشق دریافت می کند، باید آن را نثار هم بکند. عشق مانند آب است که تنها مقداری از آن در یک لیوان جای می گیرد. پیش از آن که مقدار بیشتری بخواهد وارد شود، باید مقداری خارج شود. بنابراین اگر کسی عشق را نثار نکند، عشق بیشتری نمی تواند وارد شود. مردم اغلب با شگفتی می گویند؛ "چگونه می توانم عشق خداوند را دریافت کنم؟!" زمانی این عشق را بیشتر دریافت می کنید که عشق خود را به دیگران نثار کنید...
عشق ورزیدن ساده است: ابتدا می سازد و ایجاد انگیزه می کند و سپس تبدیل به عادت می شود. در نتیجه درست همانند گیاهی که نیاز به آب و مراقبت روزانه دارد، عشق ورزیدن نیز توجه مداوم می خواهد تا همواره باقی باشد. عشق در ما جریان نمی یابد مگر این که قلبی پذیرا داشته باشیم و این به معنای عشق ورزیدن یا مراقبت از چیزی یا کسی است که بیش از خود به آن اهمیت می دهیم. این نخستین قدم در جهت آن عشق الهی است که در جستجویش می باشیم...
وابستگی.........آدمو بيچاره ميکنه...........ولی عشق بدون وابستگی.........
عشق همراه با بخشش..............
بهتره اصلاح کنم....عشق نه ....محبت اون چيزيه که ارزش داره...چون الاهيه.......اون عشق الاهيه که توش بخشش هست و بی انتهاست.
اونی که آدمو بيچاره ميکنه عشق زمينيه...چون با وابستگی همراهه ..... آخرش ممکنه تبديل به نفرت بشه!
اما عشق الهی از يه نيروی بی کران مياد که انتها نداره
از درون ميجوشه....
فوران ميکنه.......
اونوقت هر کس رو که سر راهش باشه در بر ميگيره...
اما عشق زمينی ميتونه آدمو به تباهی بکشونه.
کسی که فقط وابسته به عشق زمينی باشه به پوچی ميرسه چون مثل ماهی ميمونه که از توی يک تنگ آب با حسرت به يک اقيانوس بی انتها چشم دوخته باشه...فقط اميدوارم عشق الهی فراموشمون نشه.
به محض آنکه تو به سوی خدا گام بر ميداری... او به سوی تو می دود... در واقع يک حقيقت است که اتفاق می افتد..... دلی که در سينه تو به اشتياق او می تپد...در واقع دل اوست که در سينه تو به اشتياق تو می تپد! اوشو
چون منصور حلاج را بردند تا بر دار كشند يكي از يارانش گريان و مويان پرسيد ،عشق چيست؛منصور لبخندي زد و گفت :امروز بين ،فردا بين و بازپسين فردا بين ،پس در آنروزش بكشتند و ديگر روزش بسوختند و روز سوم خاكسترش بر باد دادند.